دلخور

من نمی خواستم حرفی بزنم تو این شرایط...حالا که خودت حرفشو کشیدی وسط میگم

اولا : اینکه من هیچ وقت نه چشمی به پولت داشتم نه کارت نه داراییات. اگه باهات بودم و هستم به خاطر خودت بوده. نه هیچ چیز دیگه

دوما : دلخوری من اونجاست که برای بار دوم ازت رو دست خوردم..و به این خاطر بیشتر از خودم دلخورم....

تو به ظاهر دوست داری اینطوری وانمود کنی که حاضری هر کاری برای عشقت بکنی اما پای عمل که میرسه میری زیر صفر...میترسی و هر چیزی که تو یه رابطه هست رو میشکنی...

اولین بار که ازم خواستی سایت رو برات طراحی کنم، من بهترین کار ممکن رو برات انجام دادم...همه هزینه هاشم دادم که فدای سرت...حتی تو نمیدونی من چقدر پول دادم که اگه بفهمی مغزت سوت می کشه ...که من این اینکارو کردم بدون منت ...دلم میخواست عشقمو شاد کنم...

بعد دیدم واسه چیزی که در موردش حرف زدیم حرف دیگه ای زدی و هزار تا رقیب واسه من جور کردی، دیگه خفه شدم...همه پولشو از جیبم دادم و گفتم فدای سرت ....الانم میگم اگه تو بفهمی من چقدر پول بابت هیچی دادم کف بالا میاری!

اما این بار، با این که به خودم قول داده بودم که دیگه هیچ کاری رو اینطوری انجام ندم، اما احساس کردم از ته قلبت می خوای

مخصوصا اون روز که گفتی بیا پیش من کار کن و .... یادت که میاد ؟

هر چی من به شوخی برداشتم تو هی جدی تر شدی و اخرشم اس دادی که بهش فکر کن و جدی باش و ...

 

تا اینکه یهو تصممیم گرفتی دستگاه بخری و تازه من نمی دونستم ... یعنی قرار بود نخری طبق اخرین حرفی که با هم زدیم....بعد بخاطر "ش" اومدی به من گفتی که این اتفاقا افتاده و حالا میخوای دستگاه بخری

 

من اونروز هیچ پولی نداشتم...تو هم نداشتی...گفتی قرض می کنی... گفتم من بهت قرض میدم با اینکه نداشتم ....

پیش خودم گفتم نهایتش میرم رو میندازم جور می کنم... که گفتی اگه شریک میشی قبول ...بازم من ازت نخواستم....تو خواستی

 

بعد یه روز گذاشتم زمان ببره بلکه نظرت عوض شه ... اصلا شاید پشیمون شی از پیشنهادت...اون روز عصر دوباره زنگیدی و در مورد اینکه 16 تومن بدم و نصف نصف دستگاهو باهات شریک شم حرف زدی....

 

منم تصمیم گرفتم برم پولشو جور کنم...

معمولا این روزای اسفند زمان تسویه و این حرفا نیست .... با کلی خجالت و سر پایین و .... رفتم پیش رییس و ازش خواستم این مبلغو بهم بده....که اگه تو حالت عادی بلود هیچ وقت اینکارو  نمی کردم... همونطور که تو این 8 سال نشده بود حتی یه بار برم پول بخوام ازش....خودش به موقعش میداد....

 

اینا منت نیستا.... فقط بدون سر یه حرف تو، به جای اینکه مثل ادم بشینم چک و چونه بزنم ، فقط سرمو انداخته بودم پایین و همش می گفتم چشم و مرسی تا بتونم پول نقد بگیرم ازش....که اگه تو شرایط عادی بود به جای ماهی 10 حداقل ماهی 15 رو گرفته بودم....بخدا از اینم دلم نمی سوزه ....باورت میشه ؟

 

از این دلم میسوزه که یهو رنگ عوض کردی....تا پای پول اومد وسط رنگت پرید... ترسیدی مرتضی این وسط یه چیزی گیرش بیاد....

اون از پیشنهاد اولت که گفتی برو اگه مریض پیدا کردی اون وقت سهم بگیر (یکی نیست بگه اخه من احمقم 16 ملیون پول بی زبونو بخوابونم بخاطر اگه و اما؟!!!...)

 

اونم از پیشنهاد من که همه جوره به نفعت بود... تو از هر 4 موضع یکی رو به من میدادی ... تازه من همونو خرج تبلیغات تو می کردم....اونطوری که حساب کرده بودم تازه بعد سه چهار ماه تازه همون 16 تومن اول خودم دستم می اومد... حالا تو خیال خودت چی فکر کردی من نمی دونم .....میگم که ترسیدی نکنه این وسط من میلیاردم بشم تو گدا......

 

بعدشم که دیروز تو ماشین!!! بهم پیشنهاد دادی بشم مشاور تبلیغاتیت!!! تو بهم پول بدی من برات تبلیغ کنم !!! یعنی می خواستی ب...به هیکل من بهتر از این نمیشد ....

بهم میگی یه رقم بگو به عنوان حقوق، بعد ایده های تبلیغاتیتو بده به من ...بعد اگه من اوکی کردم پولشو میدم تو اجرا کن .....

 

چی فکر کردی در مورد من ؟ اینقدر بدبخت شدم یعنی؟

---------------------------------------------------------------------------------

خیلی از دستت دلخورم... خیلی زیاد....

اصلا نمی تونم این رفتارت رو ببخشم و یا فراموش کنم....

هر چی سعی می کنم خودمو بزنم به بی خیالی باز بااولین اس ت همه چی برمیگرده سر جای اولش .....

-------------------------------------------------

الان اس اون یارو رو فوروارد کردی برام....ببین با خودت چیکار کردی....با دشمنات گرمی و با دوستات....

.........................................................

/ 0 نظر / 4 بازدید