امروز اولین روزیه که مطب زودتر از استاندارد تموم شد و من نشستم که تو کارت تموم بشه و بیای.

 اس داده که غذا اورده از اداره و من میرم خونه که باهاش شام بخورم یا نه

پ را با یک ترفتدی با منشی فرستادم بره خونه مامان ر که بتونم یک چند دقیقه ببینمت امشب.

خوب .. وقت خوبیه بشینم فکر کنم به این قضیه که  یک تصمیمی رو دیدارامون و نحوه برنامه ریزی اش بکنیم.

به نظرم خیلی سخته هم برای تو هم برای من که تو این فشار کاری مون بتونیم وقتامونو با هم تراز کنیم

شاید بهتر باشه یکی دو روز تو هفته را مشخص کنیم و اون دو روز را با توافق هم خالی کنیم از نظر برنامه کاری

اینطوری بقیه روزا هم تو به کارات میرسی هم من هم هیچ کدوم متوقع نمیشه از اون یکی

اینارو نوشتم  اما وقتی بیای هم با خودت حرف میزنم

دوستت دارم

زودتربیا

نمیخوام وقت از دست بدم

وقتای با تو بودن را

ارامش کنار تو بودن

ماچ