عادت کردم که هر شب بعد کار برم پایین سوار ماشین شم

عادت کردم بیام پونک از بالای بوستان رد شم

حتی کار هم که ندارم و مسیرم فرق می کنه چشم باز می کنم و می بینم اونجام

 

عادت کردم به هر شب دیدنت

وای چه شب گندی بود...ثانیه ها چقدر اروم می گذرن....دلم میخواست امشب هم می دیدمت قبل خواب..... هر چی سعی کردم بگذره و بگذرونم نشد که نشد که نشد....

 نمی خوام غر بزنم ...........

فقط می گم که عزیز دلم خیلی دوستت دارمم