و روز اولی که من  دیدمت....

 متوجه شدم زیاد دور و برم نمی پلکی.....

یه جورایی حس می کردی حواس ش خیلی به منه.....

واستاده بود و یه ریز حرف میزد.....

یه چند باری هم خداحافظی کرد و باز برگشت حتی :دی

فکر کنم فقط دو دقیقه مونده بود که دستگاه تموم شه که رفت و من موندم و تو....

اومدی رو تخت جلوم نشستی....

همش سرت تو گوشیت بود...

با اینکه باهات حرف میزدم ولی انگار تو یه دنیای دیگه بودی ....

میدنی اولین حرفی که باهام زدی چی بود؟!!!

 

با دست شسکممو فشار دادی و گفتی نخند :دی ش هم گفت ببین همه مثل من خوش اخلاق نیستن ولی کور شه اون گدایی که شب جمعه اش رو نشناسه....

 

خو ب روز اول بود دیگه ....بیشتر حواسم به محیط خوشگلت و انالیر عکسای روی در و دیوار بود....

*****

تا هر وقت تو بگی از وزنم کم می کنم و هر جا که راضی بودی نگهش میدارم... دلم میخواد اگه کنارت راه برم از هر قدمش لذت ببری و سرت بالا بشه عزیزکمممم

 

 

P.s. I Love You